سلام بچه ها!
دیروز مادر بزرگم رفت
رفت یه جای دور
رفت پیش شوهرش پیش داداشش پیش پسرش
رفت اونارو تنها نذاره
رفت راحت بشه
رفت تو آسمونا برقصه

کسی که اگه مامانم خونه نبود برام مامان بود
وقتی امروز رفتم تو قبر تا بگیرمش بدمش به نفر بعدی می خواستم همون جا بمونم
یه آهنگ گذاشتم به نام مامان بزرگ
آهنگش اشکامو جاری می کنه
اولاش قشنگه
+ نوشته شده توسط بابک در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت
1:28 |

