قصه تكراريو من تكرارش كنم
هر چه هست اما به انكارش كنم
چشم گوشم مست ارار هايشان
جرم من جرم تكذيب حرفايشان
خنده بر لبهاي من خشكيده است
اين صدا در حنجره رنجيده است
رنج من از بس به انكار تو رفت
دست و پايم در درون قبر افتاده است
گور كن كارش كه رونق دارد و
آن پسر كه ماكسيما دارد و
بيم نيس از نام و ايران و وطن
((هر چه مي خواهد شود و پر باشد جيب من))
اين تورم سيل صعودي دارد
جيب ما سيل نزولي دارد
بهتر است فكري به قبرستان كنيم
قيمتش هر روز بيش از بيشتر
حتما از جنس طلاست اين كفن
من كه ميگويم بگيرم خانه اي در قبر خويش
بهترين سود آوري دارد ز پيش
غم نداري پول از ريش و سيبيلت مي چكد
قبض ويلا را دارم ؛ اين چكش
تا زبان بگشايم براي اعتراض
گويي:((اين ها در صلاح مملكت))

+ نوشته شده توسط بابک در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت
2:47 |
