تبليغاتX
صدا

انگار تنها لحظه ای که آدم می تونه آدم باشه وقتیه که به مشکل بر می خوره

وقتی که یکی بهت پشت می کنه  حتما یه مشکلی هست

اما همیشه غم باهات می مونه

هر کسی مثه نفر قبلی داره رد پای یه نفر رو می ره

بذار قلبت بزنه

بذار آزاد باشی

فارق از هر دردی

اما خدا نکنه که اسیر بشی

اسیر یه بیگانه

شاید یه حادثه باشه

شاید یک اشتباه و شاید یک اتفاق خوب

اما مهم تر از اون اینه که تو عاشقی

توی این دوره زمونه که همه همدیگرو میشناسن یه دل سیر گریه خیلی می چسبه  ‌مگه نه؟

اونم فقط واسه یه نفر

شما تا حالا جرات کردین بگین عاشقین

چون بعضی ها بهتون می خندن

بعضی ها هم داغ دل خودشون تازه می شه

اما بالاتر از سیاهی رنگی هاست و اون هم رنگ امید

امیدوار باش به زندگی

اما یادمون باشه وقتی صبح میشه ستاره ها هستن

 

+ نوشته شده توسط بابک در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 23:51 |
من ببین چه غریبونه شکستم

میون قلب سنگیت من شکستم

ندیدی کور بودی دور شدی

تا یکی دیگرو دیدی مغرور شدی

سخت شدی سنگ شدی

مثه روزای اول چه بد اخم شدی

هرچی خوب بود توی زندگیم شکست

دستای ما دور شد از هم  وای چه سخت

من شکستم تو ندیدی

ما یه خط رنگی بودیم که از روش تو پریدی

نه ندیدی

ندیدی یکی زیر پاهات داره آب میشه

از دوریه تو زود زود بی تاب میشه

خواب یا بیداری

نمیدونم داره دنیام انکارمیشه

بابا پاشو وگر نه همه دنیات خواب میشه

همه جا تاریک همه جا بد بود

اما باید یادم باشه

بعضی وقتا خوابا زود اجرا میشه

 

+ نوشته شده توسط بابک در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 16:8 |